كليفورد ادموند باسورث ( مترجم : فريدون بدره اى )

72

سلسله هاى اسلامى جديد : راهنماى گاهشمارى و تبارشناسى ( فارسى )

1485 محمّد بن سعد ، الزغل ، از 1486 رقيب برادرزاده‌اش محمّد دوازدهم در دور دوّم حكمرانىاش بود 897 - 896 ك / 1490 - 1492 محمّد دوازدهم ، دور سوّم حكمرانى ، فت 940 / 1533 897 / 1492 غلبهء اسپانيايىها پس از آن‌كه موحدون ( بنگريد به شمارهء 15 ) در اسپانيا شكست خوردند ، بيشتر شهرهاى مسلمانان به سرعت به دست مسيحيان افتاد : قرطبه در 633 / 1236 و اشبيليه در 646 / 1246 . يكى از رؤساى مسلمان به نام محمّد اوّل الغالب كه مدعى بود تبارش به يك صحابى مدنى پيامبر مىرسد ، توانست بر منتهى اليه جنوبى جزيره ايبريا كه كوهستانى و لذا قابل دفاع بود و ايالات فعلى غرناطه ، مالقه و المريه با بخش‌هايى از قادس ، جيّان و مرسيه را دربر مىگرفت ، دست يابد . وى غرناطه را پايتخت خويش قرار داد و ارك آن را كه الحمراء ناميده مىشد ، مركز خود كرد و موافقت كرد كه نخست به فرديناند سوّم ، شاه كاستيل و لئون و سپس به جانشين او آلفونسوى دهم خراج بپردازد . سلطان‌هاى بنى نصر بر سر نظارت بر تنگهء جبل الطارق ، با مرينيان مراكش رقابت مىكردند ( براى مرينيان بنگريد به شمارهء 16 ) و محمّد دوّم و محمّد پنجم عملا در طول سال‌هاى 705 - 709 / 1305 - 1309 و 786 - 789 / 1384 - 1387 سبته را در زير سلطهء خود داشتند و در آن‌جا سكه ضرب مىكردند ، اما سرانجام ناچار به درخواست كمك از مرينيان در مقابل فشار مملكت‌هاى مسيحى كاستيل و آراگون شدند . بااين‌همه ، اميد مسلمانان به مداخلهء پيروزمندانه مرينيان در امور شبه‌جزيره ايبريا با شكست ابو الحسن على ، سلطان مرينى و يوسف اوّل سلطان بنى نصرى از كاستيلىها و پرتغالىها در نبرد تاريفا ( نبرد جزيرهء طريف ؛ در مآخذ مسيحى نبرد ريوسالادو ) در 741 / 1340 نقش برآب شد . سلطنت بنى نصريان عليرغم وضعيت خطرناكشان ، تا حدى به علت ناآرامىها و اضطرابات داخلى مملكت كاستيل - لئون ، دو قرن و نيم ديگر مركز تمدن اسلامى باقى ماند و دانشمندان و اديبان را از سراسر غرب جهان اسلام به سوى خود كشيد . ابن خلدون ، تاريخ‌نگار معروف به عنوان سفير سياسى سلطان محمّد پنجم به مأموريت به دربار پدروى اوّل ، شاه كاستيل به اشبيليه رفت . وزير بنى نصريان ، لسان الدين خطيب كه تاريخ غرناطهء او مأخذى بااهميت فوق العاده است ، به عنوان يك شخصيت ادبى برجسته ، از پروردگان غرناطه عصر بنى نصر مىباشد . اما در قرن نهم / پانزدهم وحدت داخلى غرناطه بر اثر رقابت‌هاى زيانبار اعضاى خانوادهء فرمانروا كه خاندان‌هاى